السيد مرتضى العسكري ( مترجم : زنجانى ، سردارنيا )
653
عبد الله بن سبأ وأساطير أخرى ( عبد الله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى ) ( فارسى )
ممكن و نمىتواند مورد تأييد و پذيرش هر فرد عاقل باشد . ولى اين مطلب امكان داشته ، كه كسى زنديق و منكر خدا باشد ، و او را از بصره به كشور و قلمرو اسلام بياورند ، زيرا زندقه و انكار آفريدگار جهان ، قبل از اسلام پديد آمده بود و چنين افرادى در آبادىهاى مجاور بصره كه بعداً به دست مسلمانان افتاد وجود داشتند . بنا بر اين ، بعيد نيست در دوران امير مؤمنان ( ع ) عدّهاى از آنان وارد بصره گرديده و در اثر ارتباط با مسلمانان ، الحاد و زندقهء آنان شناخته شود ، و آنها را به حضور آن حضرت بياورند . و آن حضرت نيز در بارهء آنان حكم اسلام را اجرا نمايد و ايشان را به قتل برساند . و باز - به طورى كه در پارهاى از روايات مورد بحث آمده است - ممكن است يك نفر مسيحى ، اسلام را بپذيرد و سپس باز هم به مسيحيت روى آورد و از اسلام خارج گردد ، و او را پيش على ( ع ) بياوردند و آن حضرت حكم اسلام را در بارهء وى اجرا كند . آرى همهء آنچه در بالا گفته شد ، مىتواند درست باشد ، ولى آتش زدن و سوزاندن على ( ع ) آنها را نمىتواند صحّت و واقعيّت داشته باشد ، و براى يك نفر محقّق روشن ضمير و آگاه ، قابل قبول باشد ، زيرا قطع نظر از جنبههاى مذهبىِ قضيه ، اصلًاً آتش زدن يك انسان با اوضاع و شرايط زمامدارى امير مؤمنان سازش ندارد . خصوصاً اين كه قبل از آن ابو بكر ( فجائهء سلمى ) را آتش زده و با مخالفت مسلمانان روبرو گرديده و خود خليفه نيز از اين عمل اظهار ندامت و پشيمانى نموده بود . با اين حال ديگر مفهومى ندارد كه امير مؤمنان ( ع ) انسانى و يا انسانهايى را آتش بزند و با مخالفت عمومى افكار مسلمانان موجه گردد . - به طورى كه در بعضى از روايات گذشته آمده است - در اين مورد مىتوان تا انى حد قبول و باور نمود كه آن حضرت ، پس از اجراى حد بر يك نفر مرتد ، از ترس اين كه مبادا قبرش در ميان يك عدّه مانند بت مورد پرستش قرار بگيرد ، و مايهء فسادى براى آيندگان باشد ، جسد او را بسوزاند و اثر او را از بين ببرد . اين بود خلاصهء نظريه و عقيدهء ما در بارهء داستان مورد بحث و جنبههاى واقعى اين داستان . و آن بود جنبههاى افسانهاى و دروغينش كه در فصول پيش گذشت . و اگر كسى به آنچه ما گفتيم نمىتواند قانع گردد ، و در صحت اين داستان به همان مقدار قناعت